محمد على مجاهدى
669
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
هفتاد و دو آذرخش هفتاد و دو كوكب فروزان * تابنده در آسمان اسلام رفتند زلال عشق نوشند * از چشمهء تابناك الهام * * * هفتاد و دو آذرخش سوزان * از دامن ابر خاك رستند رفتند به سوى چشمهء نور * تا دور زمانه هست ، هستند * * * هفتاد و دو آفتاب تابان * بر بام سپيده سركشيدند قُقْنوس صفت ميان آتش * در گلشن شعله پر كشيدند * * * در سوگ حسينيان عاشق * گل ، خيمه به وادى عدم زد بر طارم بيكران هستى * منظومهء ما درفش غم زد * * * بر بام بلند روشنايى * خورشيد ، برهنه سر برآمد بر لشكريان شب خروشيد * خون از نَفس سحر برآمد * * * رفتند و به دشت تيرهء شب * تخم گل آفتاب كِشتند معناى چگونه زيستن را * با سرخى خون خود نوشتند « 1 » 84 . مصفّا ، مظاهر دكتر مظاهر مصفا در سال 1307 در شهر اراك ديده به جهان گشود . وى تحصيلات خود را تا سال پنجم متوسطه در شهر قم به انجام رسانيد و سپس راهى تهران شد و سال ششم دبيرستان را در مدرسهء دار الفنون به پايان برد و تحصيلات دانشگاهى خود را در رشتهء زبان و ادبيات فارسى تا دورهء دكترا در دانشكدهء ادبيات دانشگاه تهران پىگرفت .
--> ( 1 ) . گريهء اشك ، محمد على مجاهدى ( پروانه ) ، ص 232 و 233 .